منم مجنون؛ آن مرد مجنون... در پی لیلی خویش، نایافته از وی نشانی، نیابد آسود تا یار نیابد... همه یاران از می بیم کرده اند، جور خویش کشم پیش داروغه لیک؛ آنچنان مست است که نیابد باز مرا از زن خویش...